24 ارديبهشت ماه 1397 ـ  14 ماه مه 2018

!با چتر نجات از بانکوک

يادداشت های اسکندر دلدم

جملهء قصار

 حاج حسن روحانی: برای مردم آمریکا متاسفم که گرفتار رئیس حکومت شدند که حیثیت آنها را زیر سوال برده است!

 

صفوف به هم فشرده دارقوز آباد سفلی برای دریافت ارز دولتی!

          دولت حسنک روحانی برای تامین کسری بودجه نجومی خود در حاشیه جنجال خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریم ها با ایجاد جو روانی قیمت دلار و یورو را تا جو زمین بالا برده و در حالی که ولی الله حیف (حیف نون!)، رئیس کل بانک مرکزی، از ذخیره ارزی بالای کشور خبر می دهد، و حسنک روحانی هم می گوید جای نگرانی نیست، دولت به عنوان تامین کننده اصلی ارز در بازار آزاد دست به گرانفروشی ارز و طلا زده و سرگرم خالی کردن جیب مردم به قیمت پوچ کردن ارزش پول ملی می باشد! رعایا هم تمام کارها را ول کرده و به بازار ارز هجوم آورده و برای خود یکپا دلال ارز شده اند!

          سابق بر این، تا قبل از انقلاب شکوهمند مقدس، فقط در خیابان فردوسی چند صرافی وجود داشت که متعلق به یهودیان بود و مسلمانان خرید و فروش پول و سود بردن روی پول را حرام می دانستند اما پس از پیروزی انقلاب شکوهمند مسلمانان متدین همانطور که عرق فروشی را از دست برادران ارمنی درآوردند (!) کار صرافی را هم از دست یهودیان در آوردند و علاوه بر خیابان و حاشیه میدان فردوسی، چهارراه استانبول و چند نقطه دیگر هم به محل تجمع دلالان ارز تبدیل شد و مشهد مقدس و اصفهان و تبریز و سایر قراء و قصبات هم صاحب بورس ارز کنار خیابانی شدند!

          حالیه خبر می رسد که روستائیان همیشه در صحنه هم گاو و گوسفند و علائق خود را نقد کرده و وارد بازار خرید و فروش ارزهای معتبر خارجی شده اند!

          تا قبل از دست به آب رساندن به ارزش پول ملی گفته می شد نرخ دلار در بازار تهران از دوبی می آید و صراف های دوبی در تعیین نرخ و نوسانات آن نقش اصلی دارند، اما حالیه با هجوم روستائیان و چوپانان به بازار ارز، نرخ دلار و یورو در ولی آباد سفلی و دارقوز آباد بالا و سلطان آباد جا بجا می شود!

          عکس انتهای اين مطلب صف به هم فشرده (به هم فشار آورده!) روستائیان قریه کند سفلی در برابر یکی از بانک های عرضه کننده دلار مسافرتی را نشان می دهد!

          با سیاست های خارق العاده دولت تفاوت بهای هر دلار دولتی با دلار بازار سیاه به چهار هزار تومان برسد و دهاتی ها و چوپانانی که برادر و یا داماد و یکی از اقوام آنها در هیت دولت و دستگاه های حکومتی هستند با استفاده از رانت این ژن زاده های خوب و ارائه مدارک تقلبی می توانند مانند فریدون سرخه ای، برادر حسنک روحانی، و یا برادر اسحاق جهانگیری، چندین پالت یورو و دلار گرفته و به بدن بزنند!

          پیش بینی ها نشان می دهد که خرید و فروش و دلالی ارز و سکه همگانی شده و کل جمعیت کشور به بازار ارز هجوم آورده اند!

          در روزهای اخیر، علاوه بر زنان خیابانی، دلالان خیابانی هم در پیاده روها و کنار خیابان و سر چهارراه ها مستقر شده اند و دولت تصمیم دارد به منظور ایجاد اشتغال بیشتر در تمام قراء و قصبات و روستاها یک میدان فردوسی و چهار راه استانبول درست کند تا روستائیان و کشاورزان که به خاطر خشکسالی و سیاست های غلط کشاورزی دولت بی کار شده اند بجای صیفی کاری و چوپانی کنار خیابان فردوسی روستای خود ایستاده و به خرید و فروش دلار مشغول شوند!

 

 نوشتن کتابی که نویسنده اش را میلیاردی خواهد کرد!

          نمایشگاه کتاب تهران در محل مصلی نماز جمعه در حال برگزاری است و کتابفروش ها از کسادی بازار می نالند و می گویند به خاطر نبودن مراکز تفریحی و اختلاط جوانان این نمایشگاه به محل بستنی لیس زدن و قدم زدن و دوستیابی و تفریح جوانان و خانواده ها و کاسبی دستفروش ها تبدیل شده است و گرانی کتاب مردم را از خرید دور نگاه می دارد و حتی اهل کتاب هم لاکتاب شده اند!

          گرانی کتاب باعث تعطیلی چاپخانه ها و صحافی ها و بیکاری نویسندگان شده و اکثرا به مسافرکشی و کار با موتور سیکلت (پیک موتوری و یا مسافر بردن با موتور) و کارگری ساده و تخلیه چاه روی آورده اند!

          کارشناسان حوزه کتاب می گویند با توجه به اینکه مدارک تحصیلی پایان دبیرستان و دانشگاه و انواع و اقسام دکترا و مدارک عالیه در پیاده روهای جلوی دانشگاه فروخته می شود دیگر کسی رغبت به درس خواندن هم ندارد و چون متقاضیان به سادگی خرید سبزی آش مدارک مورد نیاز خود را از دستفروش های کنار خیابان خریداری می کنند کتاب درسی هم دیگر بازار ندارد و کلا در جامعه فرهنگی امروز کشور(!) همه اقشار لاکتاب محسوب می گردند!

          با این همه به نظر می رسد اگر نویسندگان سوژه های مورد نیاز جامعه امروز کشور را انتخاب و در مورد آن کتاب بنویسند بازار کتاب تکان خورده و مردم برای خرید کتاب هجوم خواهند آورد!؛ کتاب هایی در مورد:

          * راه های تاسیس موسسات مالی و اعتباری جهت غارت سپرده های مردم!

            * راهنمای کامل دریافت وام شش هزار میلیاردی با ودیعه و اسناد جعلی و پس ندادن آن!

            * چگونه از چوپانی به ریاست حکومت برسیم؟!

            * راه های فرار به کانادا همراه با ده ها پالت دلار و یورو!

            * آموزش کامل رانتخواری!

          * ... و کتاب هایی در همین زمینه ها

          اما اگر نویسنده ای می خواهد به ثروتی نجومی برسد و کتاب اش در تیراژ وسیعی منتشر شود خوب است کتابی در مورد: "راه های فرار از ایران" بنویسد که مسلما هفتاد هشتاد میلیون خریدار خواهد داشت!!

 

نمونه هائی از آزادی های موجود در ايران اسلام زده

          برخلاف تبلیغات مسمومی که استکبار جهانی در مورد حکومت اسلامی به راه انداخته و مدعی است که در ایران امروز رعایا حق نفس کشیدن ندارند و حتی وکلای دادگستری را در صورت قبول وکالت متهمین دستگیر و زندانی می کنند، باید به ضرس قاطع گفت در این مورد گناهی متوجه حاکمیت نیست و مردم در استان های جنوبی و غربی و حتی مرکزی به علت وزش گرد و غبار و ریزگردها و در سایر شهرهای بزرگ بواسطه سمی بودن هوای ناشی از بنزین غیر استاندارد سرطانزا داوطلبانه نفس نمی کشند!

          یک نمونه دیگر هم آزادی های اجتماعی است که پس از پیروزی انقلاب شکوهمند بر اثر مواعظ اخلاقی روحانیون در منابر و مساجد و نماز جمعه و برنامه های صدا و سیما رواج یافته و به صورت مزاحمت برای نوامیس مردم دیده می شود و هر اتومبیل شخصی و موتورسواری به خود حق می دهد تا با اصرار از خانم ها دعوت به سوارشدن و یا ترک موتور نشستن کند!

          آزادی های مفرط دیگری هم وجود دارند که حتی در دموکرات ترین اجتماعات بشری و در کشورهای مدعی آزادی دیده نمی شوند که همانا آزادی در ارتکاب اختلاس و دست بردن در بیت المال و خزانه دولت توسط آقایان و آقازاده ها می باشد!

          آزادی بیان هم کاملا وجود دارد و رئیس جمهور و معاون خوش تیپش و وزرای گاگول اش آزاد هستند در حالی که تورم به بالای 54 درصد رسیده و بیکاری رعیت را پشت و رو کرده و مردم در معیشت روزانه خود درمانده شده اند آزادانه از موفقیت های دولت در کاهش تورم و حل معضل بیکاری و تامین نیازهای مردم هرچه دلشان می خواهد بگویند!

          روزنامه ها و نشریات و رادیو و تلویزیون هم بدون ترس از بگیر و ببند و برخورد قضائی آزاد هستند علیه آمریکا، اسرائیل، عربستان و افراد مهمی مانند دونالد ترامپ و محمد بن سلمان انتقاد صریح و شدید کرده و حتی شجاعانه به آنها فحش بدهند!

          آزادی در امور اقتصادی و کسب و کار هم بسیار بیشتر از اروپا و آمریکا است و همین آزادی مطلق در کسب و کار موجب نوآوری و خلاقیت تولید کنندگان و کسبه شده است.

          کسبه متدین و مومن که به آنها حاجی آقا گفته می شود آزاد هستند هر عمل شنیعی که دلشان می خواهد، از کم فروشی گرفته تا گرانفروشی و انداختن اجناس تاریخ مصرف گذشته به مشتری، انجام داده و از بگیر و ببند هم نترسند! (چون خوشبختانه مملکت صاحب ندارد! )

          تولید کنندگان هم آزادانه با رنگ صنعتی و خاک رس زعفران و زرد چوبه و دارچین و ادویه جات درست می کنند و کارخنجات لبنی ماست و پنیر تقلبی به خیک مردم می بندند و روغن صنعتی و وازلین و گریس را بجای روغن خوراکی و کره و مارگارین به خیک رعیت می اندازند!

          عدم پرداخت حقوق کارگران هم صحت ندارد چون به واسطه بی ارزش بودن پول ملی کارگران داوطلبانه از دریافت حقوق خودداری می کنند تا زحمت شمردن آن به گردنشان نیفتد!

          در مسائل شخصی نظیر آزادی های جنسی، همانطور که ماجرای استاد طوسی ثابت کرد، یک استاد قرائت آزاد است راه گلوی شاگردان را گشاد کند تا بهتر قرائت نمایند و مواخذه هم نشود، در حالی که در آمریکا اگر رئیس جمهور هم یک گلویی تازه کند حسابش با کرام الکاتبین خواهد بود و گلوی خودش را باز خواهند کرد!

          آزادی انتخابات هم از دیگر آزادی های موجود است که بر اساس آن مردم کاملا آزاد هستند به هرکس خواستند رای بدهند و حکام هم آزاد هستند هرکس را می خواهند از صندوق رای بیرون بیاورند!

          به هر حال از این قبیل آزادی ها در این مملکت زیاد است که یک نمونه آن در دموکراسی های غربی وجود ندارد!

          یک عده ای می پرسند وقتی در این مملکت حتی وکیل دادگستری آزاد نیست تا وکالت یک متهم بخت برگشته را قبول کند و یک بازپرس شعبه دو دادستانی با دو خط چهل میلیون نفر را از دسترسی آزادانه به تلگرام محروم می کند چطور مسئولین که مسلمان هستند و ایضا در اسلام دروغگویی جزو گناهان کبیره است قسم و آیه می خورند و می گویند در ایران آزادی هست!

          در پاسخ به این توطئه غرب (!) باید گفت ادعای مسئولان متدین نظام الهی درست است و منظورشان برج آزادی در میدان شهیاد تهران می باشد!

 

عمليات اتقلابی در مجلس شلم شوربا        

          این اقدام ناگهانی برخی نمایندگان مجلس کار عاقلانه‌ای نبود، بخشی از مردم آمریکا با اقدام ترامپ در خروج از «برجام» مخالف هستند. بعد ما با آتش زدن پرچم در مجلس در حقیقت مردم آمریکا را در برابر خودمان قرار می‌دهیم. پرچم یک کشور نماد ملیت، شرف و غرور یک ملت است و آتش زدن ان توهین به یک ملت بزرگ و خریدن دشمنی آنان به دست خویش است. لذا پاره کردن برجام را هم کار خوبی نیست هر چند که کاغذی تحت عنوان برجام در مجلس پاره شد اما مهم‌تر از آن آتش زدن پرچم آمریکا بود که کار خوبی نبود؟

          نمایندگان مجلس اگر دره ای دوراندیشی داشتند و قادر به دیدن جلوی پای خود بودند قبل از به اتش کشیدن پرچم امریکا فکری برای جلوگیری از سوختن سر انگشتان خود می کردند!

          همه بدبختی ما از زمانی شروع شد که یک عده با نادیده گرفتن کنوانسیون های بین المللی از دیوار سفارت آمریکا بالا رفتند و آتش زدن پرچم امریکا را باب کردند!

          بعد از آتش زدن پرچم امریکا بود که آتش جنگ ایران و عراق شعله ور شد و آتش به جان رشد و ترقی و تعالی و اقتصاد و اجتماع و امنیت و روابط خارجی ایران افتاد،

          همیشه آتش زدن آسان است و یک نادان و کودک نابخرد و یا یک فرد بی مبالات و نفهم می تواند به سادگی و با یک کبریت جنگل وسیعی را به اتش بکشید اما خاموش کردن شعله های خانمان برانداز آن ساده نیست و همه هستی انسان ها را در خود می سوزاند!

 

ژن خوب در دانشگاه های آمریکا!

          از روزی که مشکلات ارزی پیش آمده و دلار ثانیه به ثانیه چند هزار تومان گران می شود رعیت بدبختی خودش را فراموش کرده و نگران بیش از سه هزار آقازاده و خانم زاده (گدازاده های سابق) در خارج کشور است که نکند یکوقت خدای ناکرده عملیات دلار رسانی به آنها دچار وقفه شود!

          رعیت حکومت اسلامی در داخل کشور به بیکاری و گرسنگی و کارتن خوابی و گدایی و زباله جمع کنی و بزکشی(!) افتاده و به این وضعیت عادت کرده است اما آقازاده ها در خارج تابلوی نظام مقدس هستند و بخاطر حفظ شئونات نظام مقدس باید زندگی لاکچری آنها تامین شود تا خدای ناکرده برای کسب چند دلار به خودفروشی و وطن فروشی و جاسوسی برای بیگانگان تن ندهند و باعث آبروریزی نشوند!

          الان که دونالد ترامپ اقدام به پاره نمودن هتک مدیران محترم دولت کرده و جلوی مبادلات ارزی و فروش نفت را گرفته انسان متوجه هوش و ذکاوت مدیران و مسئولان مملکت می شود که با آینده نگری قبلا دست به اختلاس های کلان و انتقال پالت های مملو از دلار به خارج کردند تا در یک چنین موقعیتی دچار ضعف دلاری در خارج نشوند و به اصطلاح کم نیاورند!

          توجه کنيد که این ترامپ دودوزه باز در اظهارات اش بعد از پاره کردن به منظور گول مالیدن سر رعایای حکومت اسلامی گفت که دوست ملت ایران است! اما اگر حاج آقا ترامپ دوست ملت ایران است این آقازاده ها که پدران شان در داخل ایران مرگ بر آمریکا می گویند را از آمریکا اخراج و به ایران برگرداند تا در این شرایط بد ارزی میزان خروج ارز از کشور به کمتر از نصف کاهش یابد!

 

اين هم دو ژن خوب

در عکس سمت راست: فرزند معاون رئیس جمهور آمریکا که در کشور خودش زندگی می‌کند و یک درجه دار ساده «ارتش آمریکا» است. (يعنی در آمریکای جنایتکار مقامات از مقام و پست خود رانت جویی نمی کنند و آقازاده بازی هم ندارند!)

در سمت چپ: فرزند معاون رئیس جمهور ایران که در کشور آنها (!آمریکا) زندگی می کند و هیچ پُخی هم نیست! (آمریکا به ایرانیان حتی ویزای توریستی هم نمی دهد، ولی به فرزندان مقامات ضد آمریکایی حکومت اسلامی، و بویژه کسانی که از دیوار سفارت بالا رفته اند به راحتی اقامت می دهد! )

 

روسیه هم از توبره می خورد هم از آخور!

        با گذشت ساعاتی از تبادل آتش میان سوریه و اسرائيل جزئیات بیشتری از چگونگی این عملیات منتشر شده است. ارتش روسیه اعلام کرد که در حملات بامداد پنجشنبه 10 مه (20 اردیبهشت) اسرائيل به سوریه 28 جنگنده اسرائیلی مشارکت داشتند که در طول این حملات 70 موشک به سوی پایگاه‌های حکومت اسلامی مسلط بر ايران اما در سوریه شلیک شده است.

          آسمان سوریه تحت کنترل کامل نیروهای پدافند هوایی روسیه مستقر در پایگاه های این کشور در لاذقیه، طرطوس و نقاط دیگر سوریه است، و علاوه بر آن یک سیستم موشکی اس - 300 روسی هم در سوریه مستقر و تحت کنترل نیروهای روسی است. با این وصف 28 جنگنده بمب افکن پیشرفته اسرائیلی آزادانه وارد آسمان سوریه شده و هفتاد موشک به پایگاه ها و نیروهای حکومت اسلامی و متحدان شیعی آنها پرتاب می کنند!

          نتانیاهو قبل از این رویارویی مستقیم با نیروهای ایرانی برای شرکت در جشن هفتاد و سومین سالگرد پیروزی ارتش سرخ بر آلمان نازی به مسکو رفت و مورد استقبال گرم ولادیمیر پوتین قرار گرفت و در کنار وی به تماشای رژه ارتش روسیه نشست.

          مطلعین می گویند نخست وزیر اسرائیل در دیدار با پوتین از وی خواسته است در حملات اسرائیل به پایگاه ها و نیروهای ایرانی متحد روسیه در جنگ سوریه بی طرف بماند و چشمان خود را ببندد!

          در این دیدار پوتین از نخست وزیر اسرائیل خواسته است فقط به مواضع و اهداف غیر سوری حمله کرده و تهدید قبلی خود در مورد حمله به کاخ بشار اسد را عملی نکند و به حریم نیروهای روسیه وارد نشود.

          به نظر می رسد روسیه از حملات اسرائیل به نیروهای ایرانی ناراضی نمی باشد و اکنون که به پیاده نظام حکومت اسلامی نیازی نیست امیدوار است حملات اسرائیل منجر به خروج قوای حکومت اسلامی از سوریه گردد.

          بیش از دو میلیون اتباع روسیه و حکومت های شوروی سابق پس از فروپاشی اتحاد شوروی به اسرائیل مهاجرت کرده اند و روسیه بارها گفته است که متعهد به حفظ امنیت اسرائیل می باشد. اسرائیل هم به تحریم های اقتصادی علیه روسیه نپیوسته و روابط سیاسی و اقتصادی گسترده ای با روسیه دارد.

          بدين سان کاملا واضح است که روسیه در سوریه هم از توبره می خورد و هم از آخور! از قوای نظامی ایران به عنوان پیاده نظام استفاده کرده و اکنون مایل نیست به خاطر ممانعت از تهاجم اسرائیل به پایگاه های ایران در سوریه موجب رنجش اسرائیل شود!

 

پلیس سختگیر سوخومی (آبخازیا)

          در سوخومی (پایتخت حکومت آبخازی) مثل تهران خودمان آزادی و دموکراسی برای مردم (رعایا) وجود ندارد تا هر کاری دل شان بخواهد بکنند. در تهران و در سراسر ایران مردم آزاد هستند که از دموکراسی نمونه موجود در کشور، که در جهان نظیر ندارد بهره مند شوند!

          - موتورسواران آزادانه در پیاده روها جولان می دهند، چراغ قرمز را رد می کنند، در جهت خلاف می رانند و بعضا کیف قاپی هم می کنند!

          - دستفروش ها با دیدن دم ماموران شهرداری پیاده روها را اشغال می کنند و وانت بارهای حامل میوه و تره بار در حاشیه اتوبان ها و سرچهار راه ها به فروش میوه می پردازند و باعث بروز حوادث مرگبار می شوند!

          - اتومبیل ها روی خط عابر پیاده می ایستند و عابرین بجای عبور از روی خطوط عابر پیاده از وسط خیابان رد می شوند!

          قدر نعمت این همه آزادی موجود در حکومت اسلامی را انسان وقتی می فهمد که گرفتار پلیس سوخومی شود که ما، در سفر اخيرمان به آن حوالی شدیم!

          اگرچه خیابان های «سوخومی» بسیار پهن و عریض و در عین حال کم تردد است اما عابرین باید حتما از روی خطوط عابر پیاده عبور کنند و حتی اگر اتومبیلی هم در خیابان نباشد بایستند تا چراغ سبز شود!

          ما چون در تهران و برخوردار از آزادی کامل نادیده گرفتن قوانین و حقوق دیگران بزرگ شده و به «موکراسی دينی» عادت داریم، دیروز عصر خط عابر پیاده را در «سوخومی» نادیده گرفته و با این تصور که اینجا هم مثل مملکت خودمان دموکراسی حاکم است از وسط خیابان رد شدیم و گیر یک خانم پلیس آبخازی افتادیم که قبض جریمه نقدی دست اش بود و ما را بخاطر نادیده گرفتن قوانین شهری پنجاه روبل جریمه کرد!

          پلیس های سوخومی خانم های بی حجاب هستند که از آتش جهنم و بدتر از آن از گشت ارشاد نمی ترسند و چون خودشان بی حجاب بوده و حتی پایشان لخت است به بی حجاب ها در پارک ها گیر نداده و آنها را زیر مشت و لگد نمی گیرند و مجروح و مصدوم نمی سازند و تنها اسلحه اشان هم تیر نگاه است که انسان را فورا از پا در می آورد!

          بهر حال، اينجانب بعد از جریمه شدن این عکس را از چهار تن از پلیس های خوش برخورد سوخومی به عنوان یادگاری گرفتم.

 

پول نفت بر سفرهء فقرا

بازگشت به خانه